تبليغاتX
یک گوشه ی دنیا
چهارشنبه 29 شهریور1385
احمد شاملو
سلاخی زار می گریست 

به قناری کوچکی دل باخته بود

نویسنده: صدرا در 2:30 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
یکشنبه 26 شهریور1385
سیاوش کسرایی

آری آری زندگی زیباست

 زندگی آتشگهی دیرنده  پا برجاست

  گر بیفروزیش رقص شعله اش در هرکران پیداست

     ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست

نویسنده: صدرا در 10:47 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
شنبه 25 شهریور1385
حمید مصدق

من اگر برخیزم

 تو اگر برخیزی

  همه بر می خیزند

من اگر بنشینم

 تو اگر بنشینی

  چه کسی بر خیزد

نویسنده: صدرا در 12:27 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
شنبه 25 شهریور1385
زمان
زمان چونان ماسه از دست مي لغزد و تمام مي شود و ديگر باز نمي گردد

نویسنده: صدرا در 12:15 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
شنبه 18 شهریور1385
خود (حافظ)
تو نيک و بد خود هم از خود بپرس
چرا بايدت ديگری محتسب
و من يتق الله يجعل له
و يرزقه من حيث لا يحتسب
نویسنده: صدرا در 1:0 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
جمعه 17 شهریور1385
حیات

دادن یک شاخه گل رز در زمان حیات بهتر از انبوهی ارکیده بر سر مزار است.

نویسنده: صدرا در 9:55 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
جمعه 17 شهریور1385
دوست
داشتن دوست خوب بهتر از تنهايي و تنهايي بهتر از با هر کس بودن است
نویسنده: صدرا در 9:42 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
دوشنبه 13 شهریور1385
ذهن
ذهن خود را به آن چه مي خواهيد معطوف كنيد نه آن چه را نمي خواهيد
نویسنده: صدرا در 9:22 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
شنبه 11 شهریور1385
اعتماد

هیچگاه بطور کامل به هیچ انسانی اعتماد نکن. ما تمام آزمونهای بزرگ زندگی را تنهائی می گذرانیم.

نویسنده: صدرا در 1:36 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
سه شنبه 7 شهریور1385
خیام

شيخي بزني فاحشه گفتا: مستي،
هر لحظه بدام دگري پا بستي؛
گفتا: شيخا، هر آنچه گوئي هستم،
آيا تو چنانكه مي‌نمائي هستي؟

نویسنده: صدرا در 2:34 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
سه شنبه 7 شهریور1385
پیری

تنها چیزی که بدون هیچ تلاش و کوشش ، بالأخره نصیب ما میشود ، پیری است.

نویسنده: صدرا در 2:31 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
دوشنبه 6 شهریور1385
مسافر

مردي جهانگردي شنيد روحاني مقدسي در سرزمين خاور زندگي مي كند. وسايلش را جمع كرد تا برود و شكوه و عظمت او را ببيند. وقتي به خانه روحاني رسيد او را در كلبه محقري تنها يافت در حالي كه در آن خانه جز يك قفسه كتاب و ميز و صندلي چيزي وجود نداشت.

مرد جهانگرد از روحاني پرسيد: « پس وسايل خانه شما كجاست؟»

روحاني پرسيد: « وسايل تو كجاست؟»

مرد جهانگرد پاسخ داد: « من وسيله اي ندارم. اينجا مسافرم

روحاني نيز پاسخ داد: « من هم وسيله اي ندارم. اينجا مسافرم
نویسنده: صدرا در 12:44 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
یکشنبه 5 شهریور1385
تزویر

دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند؟
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند
عیب جوان و سرزنش پیر میکنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل درین خیال که اکسیر میکنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتی است که تقریر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند

نویسنده: صدرا در 1:56 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
یکشنبه 5 شهریور1385
باران

وقتي باران مي بارد همه چيز زيبا مي شود گلها درختان ....... همه چيز ميگما تو

هم برو زير بارون شايد يه فرجي شد
نویسنده: صدرا در 1:55 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
شنبه 4 شهریور1385
عمر

در طول عمر یک چیز مهم است و آن گذر عمر نیست بلکه بودن توست

نویسنده: صدرا در 2:54 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
شنبه 4 شهریور1385
عمر

چون عمر بسر رسد، چه بغداد چه بلخ،
پيمانه چو پرشد، چه شيرين و چه تلخ؛
خوش باش كه بعد از من و تو ماه بسي،
از سلخ بغره آيد، از غره بسلخ

 

نویسنده: صدرا در 2:53 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
جمعه 3 شهریور1385
حافظ

سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق
چه سود چون دل دانا و چشم بينا نيست
سرای قاضی يزد ارچه منبع فضل است
خلاف نيست که علم نظر در آنجا نيست

نویسنده: صدرا در 8:4 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
پنجشنبه 2 شهریور1385
زندگی
روزي که به دنيا مي آييم در گوشمان اذان مي گويند و روزي که مي ميريم برايمان نماز مي خوانند . زندگي چيست ؟؟؟ فاصله ميان اذان تا نماز
نویسنده: صدرا در 8:42 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
پنجشنبه 2 شهریور1385
تعادل

امروزه تعادل و هماهنگي ناديده گرفته مي‌شود، هر چند كه اساس عقل است. انسان‌ها همه كار را به افراط مي‌كنند. مردم اضافه‌وزن دارند چون پرخوري مي‌كنند. ورزشكاران (دونده‌ها) وضع و حال خود و ديگران را ناديده مي‌گيرند و به افراط مي‌دوند. مردم همه چيز را به افراط قصد مي‌كنند. زياده خوشگذراني مي‌كنند، به افراط يا به تفريط تفريح مي‌كنند. زياده حرف مي‌زنند بي آن كه معني داشته باشد. زياده نگران مي‌شوند. افكار افراطي فراوان است. يا هيچ يا همه چيز. اين روش طبيعت نيست.

در طبيعت اعتدال وجود دارد. جانوران به تعداد كم نابود مي‌شوند. نسبت موجودات زنده با محيط حفظ مي‌شود و حيوانات به تعداد زياد نابود نمي‌شوند. گياهان مصرف مي‌شوند و بعد دوباره مي‌رويند. منابع غذايي كاهش مي‌يابند و سپس دوباره پر مي‌شوند. از شكوفه‌ها بهره‌جويي مي‌شود، ميوه‌ها خورده مي‌شوند، ريشه‌ها ابقا مي‌شوند. نوع بشر، اعتدال را نفهميده، چه رسد به اين كه به آن عمل كند. راهبر انسان‌ها طمع و جاه‌طلبي است و ترس هدايت‌شان مي‌كند. به اين ترتيب سرانجام خود را نابود خواهند كرد. اما طبيعت به حياتش ادامه خواهد داد، حداقل گياهان باقي خواهند ماند.

شادي حقيقتاً ريشه در سادگي دارد. گرايش به زياده‌روي در فكر و عمل شادي را از ميان مي‌برد. افراط بر ارزش‌هاي اصولي سايه مي‌افكند. مردمان ديندار به ما مي‌گويند خوشبختي در سرشار كردن قلب‌ها از عشق، ايمان و اميد است. در نيكوكاري و مهرباني است. در واقع حق با آنهاست. چنين طرز برخوردي با ديگران، معمولاً اعتدال و هماهنگي به دنبال دارد. اين يك وضعيت جمعي «بودن» است. در چنين روزهايي، آنها در وضعيت متحول شدة آگاهي هستند. گويي انسان تا زماني كه روي زمين است در وضعيت طبيعي خود قرار ندارد. بايد به وضعيت دگرگوني و تحول برسد تا خود را از عشق و نيكوكاري و سادگي سرشار كند، تا پاكدامني را احساس كند، تا خود را از شر ترس‌هاي ديرينه رها كند.

نویسنده: صدرا در 8:41 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
چهارشنبه 1 شهریور1385
زندگی

 زندگي راز بزرگي ست كه در ما جاري است. زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست. زندگي وزن نگاهي ست كه در خاطره ها مي ماند.  شايد اين حسرت بيهوده كه در دل داري  شعله گرمي اميد تو را خواهد كشت. زندگي درک همين اکنون است. زندگي شوق رسيدن به همان فردائيست كه نخواهد آمد.

نویسنده: صدرا در 4:59 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی
چهارشنبه 1 شهریور1385
ترقند زندگی

مردم هم مثل میخها, وقتی جهتشان را گم کنند, تاثیرشان را از دست می دهند

نویسنده: صدرا در 4:58 بعد از ظهر | | دیدن مطلب به تنهایی